تبلیغات
نوابیسم

نوابیسم
امام علی (ع) : کسی که بوقت یاری رهبرش در خواب باشد،زیر لگد دشمنش بیدارمیشود.
قالب وبلاگ
یکی از آداب پسندیده ایرانیان محب اهل‌بیت علیهم السلام زیارات بقاع متبرکه است. با توجه به وجود مرقد مطهر و شریف هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت در ایران اسلامی، سالانه میلیون‌ها زائر از سراسر کشور و سایر بلاد اسلامی به مشهد الرضا(ع) مشرف می‌شوند.
زیارت، از مناسک شیعی و از شاخصه­های عرفان مبتنی بر معارف اهل­بیت­ علیهم­السلام است که در بین عام و خاص شیعیان در اثنای تاریخ جایگاه ویژه­ای داشته است. انسان زائر در مراحل مختلف زیارت، جانش را با مراتبی از انس معصومین علیهم­السلام معطر می­کند و از بستر زیارت آن حضرات، طریقی برای لقاء­الله می­گستراند.
با توجه به سالروز شهادت حضرت علی‌بن موسی الرضا(ع) گفتاری از حجت‌الاسلام والمسلمین «سید محمدمهدی میرباقری» رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در باب آداب و مناسک زیارت علی‌بن موسی الرضا(ع) به صورت اختصاصی در خبرگزاری فارس منتشر می‌شود.

مقدمه

رسم بسیار نیکو و ارزش‌مندی است که انسان سالک با معصومین علیهم‌السلام برای توشه گرفتن از مواقف زمانی ولایت، هم‌چون: قرار گرفتن در ایام ماه مبارک رجب، شعبان و رمضان، و به‌خصوص، درک عظمت بلای اهل‌بیت علیهم‌السلام در ماه محرم و صفر، به آستان مقدس ایشان متوسل شود؛ و با زیارت بیوت نورانی این ذوات مقدسه، عاجزانه از ایشان درخواست کند که او را در جمله‌ی انسان‌های بهره‌مند از این ایام قرار دهند؛ و در سلک محرومین ننویسند. این توسل‌ها و زیارت‌ها، نه تنها برای ایام خاص، بلکه برای طول سال، انسان را آماده‌ توشه‌گیری از برکات اولیای معصومین علیهم‌السلام می‌کند و موجبات تولی به ولایت الهیه را فراهم می‌‌نماید.      
توسل و زیارت اهل‌بیت علیهم‌السلام، طریق بهره‌مندی از برکات معنوی در طول سال
به همین خاطر؛ با فرا رسیدن ایام سوگواری سالار شهیدان، اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام شیعیان اهل ذوقی را می‌توان مشاهده کرد که بار سفر می‌بندند و عازم مشهد‌الرضا می‌شوند؛ تا هم شکر نعمت هم‌جواری با امام رئوف، علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌آلاف‌التحیه‌ والثناء را به جای آورده باشند؛ و هم از ایشان رزق بکاء و مصیبت‌زدگی در عزای جدّ مظلوم‌شان در ایام محرم را استدعا کنند.
به همین منظور، برای بهره‌مندی هرچه بیش‌تر از زیارت بارگاه ملکوتی امام هشتم علیه‌السلام نکاتی چند در فضیلت و آداب زیارت آن حضرت وجود دارد که توجه به آن‌ها خالی از لطف نیست.   
 
آداب زیارت امام هشتم، برای طلب رزق بکاء در ایام محرم

1. فضیلت زیارت معصومین‌ علیهم‌السلام
از کلام نورانی اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام چنین برمی‌آید که زیارت بارگاه‌های ملکوتی اولیای معصومین علیهم‌السلام آثار دنیوی و اخروی متعددی هم‌چون "شفاعت در جنت" را برای شخص زائر در پی دارد. در این میان، روایات ناظر به آثار زیارت حضرت سید‌الشهدا علیه‌السلام نسبت به زیارت سایر هدات معصومین علیهم‌السلام از کثرت بیش‌تری برخوردار است؛ این فراوانی در کتاب شریف "کامل‌الزیارات" به طور کامل مشهود است. برای مثال؛ روایت شده است که دعای خاص نبی‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و اهل‌بیت ایشان نصیب کسی است که به زیارت امام حسین علیه‌السلام مشرف شود؛(1) چنین شخصی در بهشت مقامات ویژه‌ای دارد؛ در قیامت بر سر مائده‌هایی از جنس نور می‌نشیند و از آن متنعم می‌شود.(2)

کثرت روایات ناظر به آثار زیارت سیدالشهدا(ع) در نسبت به زیارت سایر ائمه‌ معصومین(ع)

روایات فوق‌العاده‌ی دیگری نیز در همین باب نقل شده است که اهل خودش را می‌طلبد. برای نمونه؛ در باب زیارت امام حسین علیه‌السلام در روز عرفه آمده است که وقتی حضرت صادق علیه‌السلام از "بشیر دهّان" پرسید: «آیا امسال به حج مشرف شدی؟» وی عرض کرد: «نه؛ امسال موفق به حج نشدم و روز عرفه در سرزمین عرفات نبودم؛ اما به کربلا رفتم و روز عرفه را در جوار بارگاه سیدالشهداء علیه‌السلام به سر بردم». حضرت به او فرمودند:
«یَا بَشِیرُ وَ اللَّهِ مَا فَاتَکَ شَیْ‏ءٌ مِمَّا کَانَ لِأَصْحَابِ مَکَّةَ بِمَکَّةَ»!
یعنی: اگر این روز را در کربلا بودی، چیزی از تو فوت نشده است و ثوابی را از دست نداده‌ای!
بشیر، که گویا از جواب حضرت متعجب شده بود، پرسید: «بالاخره موقف حضور در عرفات را از دست داده‌ام و از ثواب حج محروم شده‌ام»! حضرت در پاسخ به تعجب بشیر، نگاهی غضب‌گونه به او انداختند و فرمودند: «اگر کسی از آب فرات غسل کند و به زیارت سیدالشهداء علیه‌السلام برود، برای هر قدمی که بر میدارد، خداوند متعال ثواب هزار حج مقبوله، هزار عمره‌ی مبروره و هزار جنگ در رکاب رسول خدا با دشمنان خدا و رسولش را به او عطا می-فرماید».    
 
فضیلت زیارت امام حسین علیه‌السلام در روز عرفه، در روایت بشیر دهّان؛ و معادل هزار حج و عمره و غزوه‌ مقبوله بودن زیارت حضرت
 
در ادامه، حضرت به نکته‌ تامل‌برانگیزی اشاره کرده و ذیل بیان لطیفی فرمودند:
«یَا بَشِیرُ اسْمَعْ وَ أَبْلِغْ مَنِ احْتَمَلَ قَلْبُهُ: مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ یَوْمَ عَرَفَةَ کَانَ کَمَنْ‏ زَارَ اللَّهَ‏ فِی عَرْشِه».‏
یعنی هم خودت گوش کن و هم اگر اهلش را پیدا کردی و شنونده‌ قابلی برای این سخن پیدا نمودی، به او نیز بگو: «هر کس حسین‌بن‌علی علیه‌السلام را در روز عرفه زیارت کند، مانند این است که خدا را در عرش الهی زیارت کرده است»! (3)   
 
زیارت خداوند متعال در عرش الهی، با زیارت امام حسین(ع) در کربلا

شبیه این روایت برای زیارت حضرت ثامن‌الائمه علیه‌السلام نیز نقل شده است. در بیانی نورانی از حضرت امام موسی کاظم علیه‌السلام روایت شده است، که حضرت فرمودند: «هرکس قبر فرزندم علی را زیارت کند، برای او هفتاد هزار حج مقبول نوشته می‌شود؛ و هم‌چون کسی است که خداوند متعال را در عرش زیارت کرده است».(4)
زیارت امام رضا، معادل هفتاد هزار حج؛ و همانند زیارت خداوند متعال در عرش الهی
یکی از راه‌های پی بردن به عظمت و حقیقت زیارت معصومین علیهم‌السلام توجه به معنای حج و اذکاری است که در مراسم حج اظهار می‌شود.
حج، ترسیمی از حرکت انسان به سوی خداست؛ سیر کامل الی‌الله است؛ سفر کاملی است که گویا انسان از آغاز این سفر، همانند سفر مرگ، در عوالم آخرت سیر می‌کند. در معارفی که حول حج، در کتاب‌هایی همچون "معراج‌السعاده" مرحوم نراقی آمده است، به زائر بیت‌الله‌الحرام توصیه می‌کنند که هنگام خروج از منزل به قصد خانه‌ خدا، به‌گونه‌ای حرکت کنید که انگار به سمت آخرت می‌روید! وقتی در میقات، لباس احرام می‌پوشید، احساس کنید که همه‌ لباس‌ها را از تن خود درآورده، و کفن پوشیده‌اید. حج، ترسیمی از حرکت انسان به مراتب عالم آخرت
مطالعه و غور در اسرار حج، کلید فهم اسرار زیارت معصومین‌ علیهم‌السلام است که در روایات، گاهی معادل هزاران حج برشمرده شده است. اگر انسان در این نکات تامل کند که سرّ «میقات»، «احرام»، «تلبیه»، «طواف»، «سعی»، «تقصیر»، «رمی» و «وقوف در عرفات» چیست؛ آن‌گاه هنگامی که به قصد زیارت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام از منزل خارج می‌شود، آرام‌آرام، به زیارتی که از سوی معصومین علیهم‌السلام سفارش شده، راه خواهد برد و بارگاه معصوم را «عارفاً بحقه» زیارت خواهد کرد. تامل در اسرار حج، کلید فهم حقیقت زیارت معصومین علیهم‌السلام
حج، سفر کاملی است که زائر بیت‌الله‌الحرام در آن سیر کرده و در عبور از این دنیا، به سوی خداوند متعال فرار می‌کند. اجمال این سیر و مراتبی که جان زائر از آن‌ها گذر می‌کند در دو آیه از قرآن کریم بیان شده است.
خداوند متعال در ذیل آیات 50 و 51 از سوره‌ مبارکه‌ ذاریات، به ماجرای عقاب اقوام گذشته، اشاره می‌فرماید؛ سپس طریقی برای فرار از این عقاب‌ها برای امت نبی‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌گشاید و از آن‌ها می‌خواهد تا به سوی او فرار کنند:
«فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذیرٌ مُبین‏ * وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذیرٌ مُبینٌ؛ به سوی خدا بگریزید، همانا من از سوی او برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم * و همراه خدا، معبود دیگر را نپرستید، همانا من از سوی او برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم».
اگر انسان در اسارت شرک‌ها، گناهان و فسادهای اخلاقی خویش بماند، به عقاب‌های سخت و سنگینی مبتلا خواهد شد که اقوام گذشته به آن‌ها مبتلا شدند. خداوند تبارک و تعالی در این آیات می‌فرماید که از شرّ شرک‌ها و فسادها و گناهان‌تان به سوی خدای متعال فرار کنید تا به آن سختی‌ها و مصیبت‌ها مبتلا نشوید.    
 
دعوت خداوند برای فرار به سوی او در آیات 50 و 51 سوره‌ ذاریات

علامه طباطبایی رحمت‌الله‌علیه در توضیح این دو آیه، در تفسیر المیزان، بیان لطیفی دارند و می‌فرمایند: آیه دوم، توضیح آیه‌ی نخست است؛ اگر خداوند متعال می‌فرماید: «ففروا الی الله»؛ معنایش این است که «لا تجعلوا مع الله الها آخر». نظر علامه طباطبایی از معنای فرار الی الله به عبارت دیگر، منظور از "فرار الی‌الله" این است که توحید در الوهیت داشته باشید و در الوهیت خداوند متعال، کسی را شریک نکنید. اسم «الله»، اسم جامع و بیان‌گر الوهیت خداوند متعال است و تمام اسماء دیگر، تحت پوشش این اسم جامع قرار دارند. خالقیت، رازقیت، حیات، قدرت، قیومیت و سایر اسماء الهی، توصیف اسم «الله» هستند. مراد از آیه‌ «لا تجعلوا مع الله الها آخر» این است که «حیّ»، «قیوم»، «مالک» و «رب» حقیقی عالم اوست و ما نیز به عنوان مخلوقات خدا، در همه‌ شئون حیات‌مان وابسته و فقیر به او هستیم؛ لذا در هیچ شأنی از شئون حیات‌مان نباید برای خداوند متعال شریک بگیریم. توحید در الوهیت به معنای فرار الی الله نسبت انسان با خدای متعال، نسبت فقر و غنای مطلق است؛ عالی‌ترین بیان این رابطه و کیفیت "فقر ما" و "غنای حضرت حق" نیز در مضامین نورانی مناجات امیرالمومنین علیه‌السلام در مسجد کوفه ذکر شده است. همه‌ی شئون ما، هم‌چون: حیات، قدرت، علم، بقاء و ... شعاعی از رحمت و غنای خدای متعال است.
اوست که حیّ و قیوم و دائم و باقی و قویّ و عزیز حقیقی عالم است؛ رحمتی به ما می‌فرستد و ما نیز از این مواهب بهره‌مند می‌شویم. رابطه‌ فقر انسان و غنای حضرت حق، مبنایی برای افتقار دائمی انسان به خداوند متعال و توحید در پرستش.
اگر انسان به افتقار و نداری خودش پی ببرد و دست‌خالی بودن خودش را بفهمد، در همه‌ شئون حیاتش به سوی خداوند متعال پناه خواهد جست؛ و با ابراز افتقار به ساحت ربوبی حضرت حق، تنها او را اله و رب حقیقی عالم خواهد دانست.
«توحید در پرستش» یعنی این‌که انسان در فقرهایش به موجود دیگری غیر از خدای متعال تکیه نکند و در طلب علم، قدرت، صحت و سایر نیازهای حیاتی، خودش را تنها به حضرت او محتاج بداند.   

تکیه نکردن به غیر خدا در طلب نیازهای حیاتی؛ معنای توحید در پرستش

نبی‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده‌اند تا مردم را انذار دهند که اگر به سوی خداوند متعال فرار نکردید، گرفتار میشوید و عذاب الهی، همانند اقوام گناه‌کار گذشته، بر شما نیز نازل می‌شود. پیامبر مبعوث می‌شوند تا به مردم بگویند اگر در همه‌ شئون به خداوند متعال وابسته نشدید و در کلمه‌ی «لا اله الا الله» پناه نگرفتید، عذاب‌ها و رنج‌ها شما را نیز گرفتار خواهند کرد. لذا همراه بعثت‌شان، هم پیام را آورده و ابلاغ کرده‌اند، هم طریق فرار الی الله را نشان داده‌اند: کلمة لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی». 
 فرار به سوی کلمه «لااله‌الاالله»، پیام انبیاء الهی برای در امان ماندن از عذاب

2. حج؛ طریق فرار الی‌الله    
همه‌ عقوبت‌ها، از شرک ما ناشی می‌شوند؛ فرار ما هم باید به سمت توحید باشد. باید به سمت پس زدن اله‌هایی که در کنار خداوند ساخته‌ایم و آن‌ها را شریک خداوند واحد قرار داده‌ایم باشد؛ این‌گونه است که به امان می‌رسیم. به همین منظور، خداوند طرقی قرار داده است که یکی از این طرق، حج خانه‌ خداست.
از حضرت باقر علیه‌السلام روایت شده است: «"فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذِیرٌ مُبِینٌ"، قال: «حجّوا إلى الله عزّوجلّ».
حضرت می‌فرمایند: حج، همان فرار به سوی خداست؛ «ففروا الی الله» یعنی «ففروا الی الحج». سیر از شرک به سوی توحید است. انسانی که حج به جای می‌آورد، گویا "مهاجر الی‌الله" است؛ از همه‌ شرک‌ها و تعلقاتش فاصله می‌گیرد و به سمت خداوند متعال فرار می‌کند.      

حج، طریق فرار الی الله است

سفری نیست که به این راحتی و سادگی برای انسان تدارک شود. از حضرت صادق علیه‌السلام و نبی‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل است که ایشان از حج برمی‌گشتند؛ کسی آمد و گفت: «من امسال موفق به حج نشدم؛ امکانات زیادی دارم و از مال دنیا بهره‌ی زیادی برده‌ام. چقدر در راه خدا انفاق کنم که معادل ثواب حجی باشد که از من فوت شده است؟» حضرت فرمودند: «اگر به اندازه‌ کوه ابوقبیس هم در راه خدا طلا خرج کنی، جای حج را پی نمی‌کند».   
 
حج با امور دنیایی قابل مقایسه نیست

زائر با هجرت و کوچ آغاز می‌کند؛ به میقات می‌آید و با خداوند متعال عهد می‌بندد؛ میقات، شروع عهد با خداست. همه‌ لباس‌هایش را به نشان تعلقات، از تن به در می‌کند و لباس احرام می‌پوشد و لباس‌های پیشین را پشت‌سر می‌اندازد. چهار بار خطاب به خدای متعال، تلبیه می‌گوید:
«لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، إن الحمد و النعمة لک و الملک لا شریک لک لبیک»      

میقات، آغاز عهد با خداست

این اذکار لطیف، گویای این حقیقت است که دار دنیا، سرای دعوت‌هاست. دعوت‌هایی از جنس نفس و شیطان، و دعوت‌هایی از سوی خدا. زائر خانه‌ی خدا، دعوت‌های دنیایی و شیطانی را پشت سر می‌گذارد و تلبیه می‌گوید و تنها دعوت خدا را اجابت می‌نماید.
رو به خدا می‌آورد و اظهار می‌کند: «تو شریکی نداری که من به او تلبیه بگویم! هر چه هست، تو هستی؛ اله دیگری غیر از تو نیست که آن را شریک تو کنم». دنیا، دار دعوت هاست و تلبیه یعنی استجابت دعوت خدا و پس زدن دعوت‌های دیگر
انسان مُحرم، وقتی با این میقات و احرام و در طول عمره و بعد در عرفات به معرفت رسید و صاحب شعور شد، به وادی منی می‌رود و همه‌ آرزوهای خودش را قربانی می‌کند؛ نه تنها آرزوهای کوچک و بزرگش را به قربان‌گاه می‌برد، بلکه سعی می‌کند خودش نیز قربانی «ولی‌الله» شود.         

قربانی کردن آرزوها در منی و سعی در قربانی ولی‌الله شدن از سوی حاجی

سفر حج، یک سفر کامل به سوی خدا و سیر در مراتب توحید و فرار الی‌الله است؛ اما حجاج در این سفر، درجاتی دارند. بعضی از آن‌ها، سفر حج‌شان یک سفر سیاحتی است؛ برای سیاحت و گردش به حج می‌روند. اما آن-هایی که حاجی هستند و مناسک را با جدیت دنبال می‌کنند، آن‌ها نیز مراتب و درجاتی دارند.
خداوند متعال به گروهی از این حاجی‌ها می‌گوید: «گذشته و آینده‌تان آمرزیده شد». حج این دسته بهگونه‌ای است که نه تنها جبران مافات کرده؛ بلکه، آینده‌شان را نیز تضمین نموده است. این دسته قطعا به درجات بهشت رسیده‌اند و در قیامت نیز در مرتبه‌ای از بهشت جای خواهند داشت.        
 
مراتب و درجات حاجیان در مراسم حج، مختلف است

درجه‌ پایین‌تر کسانی هستند که به ایشان گفته می‌شود: «همه‌ی گناهان‌تان آمرزیده شد و اکنون مانند کسی هستید که از مادر متولد شده است». این دسته اگر چه گذشته‌شان پاک شده و آمرزیده شده‌اند، اما باید مواظب باشند که مرتکب گناه نشوند و نامه‌ی خود را سیاه نکنند.       
پایین‌ترین درجه هم این است که انسان از سفر حج، بهره‌ آخرتی برندارد. خدای متعال در این سفر، امکانات او را به‌گونه‌ای حفظ می‌کند که انگار بالای سر خانه و زندگی و تجارتش بوده است؛ این حداقل سفر حج است.  حفظ مال و اموال و جبران دنیوی از سوی خدا، حداقل دست‌آورد حج

3. نسبت زیارت امام معصوم علیه‌السلام و حج  
با توجه به آن‌چه گفته شد، مشهود است که "حج" یک سفر معمولی نیست و "هجرت الی‌الله" است؛ اما با عنایت به روایات وارد شده در باب زیارت معصوم علیه‌السلام نیز به خوبی نمایان است که زیارت امام معصوم علیه‌السلام امری فراتر از حج است و هر یک قدمی که برای زیارت ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام برداشته شود، معادل ثواب یک حج مقبول برای زائر نوشته می‌شود.
امام موسی‌کاظم علیه‌السلام در همان روایت ناظر به ثواب زیارت فرزندشان، امام رضا علیه‌السلام به این مطلب تاکید می‌کنند: چه بسا حجی که اسقاط تکلیف از انسان می‌کند ولی مقبول حضرت حق واقع نمی‌شود؛ ولی هر قدم زیارت امام معصوم، معادل یک حج مقبول محسوب می‌شود. 

زیارت امام معصوم، امری فراتر از حج است و برای زائر رشد در پی دارد

زیارت امام معصوم، یک سفر کامل معنوی است؛ و این ظرفیت را دارد که در هر قدمش، انسان را به رشد برساند. البته این مطلب به این معنا نیست که هر کس به زیارت معصومین علیهم‌السلام برود، الزما به چنین مقامی برسد! بلکه اشاره به این مطلب مهم است که زیارت امام معصوم، دارای چنین ظرفیت عظیمی است؛ و اگر کسی با شرایط خاصی که در مناسک زیارت بیان می‌شود، بارگاه معصوم را زیارت کند، در هر قدمی که برای زیارت برمی‌دارد، به رشدی معادل رشد یک حج مقبول نائل می‌شود.
زیارتی فراتر از حج است و برای انسان رشد به دنبال دارد که با مناسک خاصش صورت پذیرد.اگر در روایات نگاه کنید، برای سایر مناسک نیز چنین مراتبی بیان شده است؛ که نشان‌گر ظرفیت آن عمل می‌باشد. برای مثال؛ وقتی می‌فرمایند: «نماز، معراج مومن است» به این معنا نیست که هر کس نماز بخواند، به معراج می‌رود؛ بلکه مخاطب را به این دقت و تامل وا می‌دارد که ظرفیت نماز، ظرفیت عروج است و این عبادت می‌تواند انسان را به معراج ببرد.
انسان با دقت در این ظرفیت‌های مناسک و عبادات است که خودش را آماده می‌سازد تا از آن ظرفیت‌های متعالی بهره‌برداری کند؛ به گونه‌ای نماز بخواند که در هر نمازش، یک معراج معنوی را تجربه کرده، و در عوالم باطنی سیر کند.
اگر کسی در نمازش به معراج برود، متوجه این بیان بزرگان می‌شود که: «السلام علیکم و رحمه الله و برکاته» آخر نماز، برای این است که سیر در عوالم باطنی نماز و عروج در ملکوت را تمام کرده و در حال بازگشت است؛ لذا به نبی‌اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و صالحین و مومنین، که در معراج با آن‌ها همراه بوده، سلام می‌دهد و از ایشان خداحافظی می‌کند.       
دقت در ظرفیت عبادات به معنای آماده شدن برای بهره‌برداری از باطن عبادات

سایر مناسک، هم‌چون حج و زیارت معصومین علیهم‌السلام نیز همین‌گونه‌اند. انسان باید در خودش این آمادگی و ادب را ایجاد کند که وقتی به زیارت امام رضا علیه‌السلام می‌رود، به ازای هر قدمی که برای زیارت ایشان بر می‌دارد، به اندازه‌ی یک عمره‌ مقبوله به خدای متعال نزدیک شده باشد؛ در هر قدم، یک فرار الی‌الله را تجربه کند و به خدا نزدیک شود. یعنی در هر قدم، از شرک‌های خودش به سمت توحید گام بردارد.

زیارت امام رضا علیه‌السلام برای انسان زائر می‌تواند یک فرار الی‌الله باشد

اگر عبادات، با مناسک و مراتب اخلاصی که در ذیل عمل تعریف می‌شود، انجام پذیرند؛ در هر بار تکرار، مراتب تازه‌ای از سیر در درجات توحید را نصیب آدمی می‌کنند. برای مثال؛ اگر زائر بیت‌الله‌الحرام در سفر حج مراقبه‌ لازم را داشته باشد و در این سفر، به مرتبه‌ای از اخلاص و دوری از شرک برسد، سال بعد اگر به حج مشرف شود، مرتبه‌ تازه‌ای از توحید را درک خواهد کرد؛ سیر تازه‌ای را آغاز خواهد نمود و از مراتب بیش‌تری از شرک خفی، دور خواهد شد. البته همه‌ی این اوصاف به شرطی صادق است که تا سال بعد، انسان حج خودش را تلف نکند و مراقب دست‌آوردهای خودش باشد.  
 
تجربه‌ درجات تازه‌ای از توحید، در تکرار اعمال و مناسک

هدف و مقصد عالی‌ای که انسان در این دنیا در پی آن است و از دل مناسک و عبادات آن را جست‌وجو می‌کند، لقاء خداست؛ لقاءالله مقصد همه‌ی عبادات بشر است و او باید بکوشد، با برآورده ساختن شرایط چنین دیداری، به لقای الهی دست یابد.
خداوند تبارک و تعالی ذیل آخرین آیه‌ی سوره‌ی مبارکه‌ی کهف شرط لقاء را بیان کرده و به مشتاقانش هشدار داده است که در این مسیر خود را به «عمل صالح» مزین کنند و از هرگونه شرکی تبری بجویند:
«فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا؛ پس هر کس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد».( 5) 
 
شرایط لقاء الله در آیات قرآن

شرک، مراتبی دارد؛ گاهی آن‌چنان خفی و پنهان است و در خبایای وجودی انسان جای گرفته که تشخیصش از شناسایی مورچه‌ای سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک نیز دشوارتر می‌نماید. انسانی که در پی لقاء‌الله است، باید به این نکته توجه داشته باشد که از همه‌ شرک‌ها، چه آشکار و چه پنهان، دوری بجوید و به اخلاص کامل در عبادت برسد.

انسان همواره اسیر شرک‌های خفی است

وجود شرک خفی، موجب جهنم رفتن انسان نمی‌شود؛ ولی همین شرک‌های پنهانی و کوچک، مانع لقاء خداوند متعال‌اند. لذاست که دوری از شرک و فرار به سوی خداوند تبارک و تعالی، سفر بی‌پایانی است و انسان هر چقدر هم در این مسیر سیر کند، باز مراتب کمال اخلاص باقیست. این‌جاست که می‌فهمیم به مناسکی نیازمندیم که این مسیر ناپیمودنی و دور و دراز را برای ما مقدور کنند؛ زیارت امام معصوم، چنین طریقی را پیش روی سالک الی‌الله قرار می‌دهد تا در هر سفر زیارتی، به ازای هر قدمی که در زیارت بر میدارد، یک فرار الی‌الله داشته باشد.

دوری از شرک‌های پنهان، سفری است که با زیارت امام معصوم ممکن می‌شود

انسان اگر در سفر حج، مراقب اعمال خود باشد، می‌تواند به مراتبی از توحید برسد و از تعلقات و غفلتهای خودش پاک گردد؛ گویی از همه‌ عالم جدا شده و از همه‌ی خلایق بریده است. لباس‌هایش را از تن به در کرده و رو به سوی خداوند متعال، تلبیه می‌گوید:
«لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، إن الحمد و النعمة لک و الملک لا شریک لک لبیک».
زائر بیت‌الله‌الحرام، سیر به سوی خداوند متعال را با چنین پرهیزی آغاز می‌کند؛ دعوت حضرت حق را با اسراری که در سعی، صفا، وقوف در عرفات و سایر مناسک نهفته است، اجابت می‌کند؛ و در نهایت، در این حجی که به جای می‌آورد، به مراتبی از اخلاص می‌رسد. چنین فردی، وقتی آهنگ سفر دوم می‌کند، سفر دوم را از دست‌آوردهای سفر اولش شروع می‌کند و این سفر برای او، تکرار آن‌چه گذشت، نخواهد بود. سفر سوم و چهارم و سفرهای دیگر نیز، چنین است. در هر قدم و در هر سفری و حجّی، باید چنین اتفاقات و دستآوردهایی برای انسان رقم بخورد تا با سیر در مراتب توحید، از شرک‌ها عاری شده و شایستگی لقاء الهی را کسب نماید. 
 
نیازمندی انسان به سفرهای متعدد در سیر به سوی خدا و فرار الی‌الله

نهایت این سفر کجاست؟ پاسخ چیزی جز ورود به محیط ولایت‌الله نیست! اذن ورود به محیط ولایت معصوم علیه‌السلام؛ ولایت مولی‌الموحدین، امیرالمومنین، علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام؛ مگر جز این است که:
«ولایت‏ على بن ابى طالب علیه السّلام حصنى‏ فمن‏ دخل حصنى امن من عذابى‏»(6)   
 
ورود به وادی امن ولایت معصوم، نهایت فرار الی‌الله

یعنی در سیر به سوی ولایت‌الله و آزادی از انانیت نفس و ولایت شیطان؛ در هر قدمی، یک مرتبه از اخلاص و سیر در وادی ولایت اولیای معصومین علیهم‌السلام برای انسان حاصل می‌شود؛ و با پای این اخلاص و سیر در وادی ولایت اولیای معصومین علیهم‌السلام است که انسان می‌تواند در درجات و مراتب توحید سالک گردد.
لذاست که اگر در مضامین زیارت امام رضا علیه‌السلام دقت کنید، مشاهده می‌کنید که از بدو خروج از منزل، می‌فرمایند: «دم در خانه‌تان بایستید و بگویید: بسم‌الله». چرا؟! چون این سفر، سیری است که باید با استعانت از خدا شروع شود؛ بدون استعانت از پروردگار متعال، نمی‌توان به این وادی که وادی ولایت معصوم علیه‌السلام، وارد شد.
شروع با «بسم‌الله» یعنی خلع قدرت از خود. معنای این‌که انسان وقتی می‌خواهد حرفی بزند، می‌گوید: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» چیست؟ یعنی من هیچ کاره‌ام و از خدا استعانت می‌جویم. در سفر زیارتی معصوم هم این‌گونه است؛ یعنی با اتکای به الله تبارک و تعالی و اسماء او، این سیر را آغاز می‌کنم و با اتکاء به حیات، قدرت، رحمانیت و علم او قدم در «سفر الی‌الله» می‌گذارم. 

سفر زیارتی امام رضا(ع)، سفر به سوی خداست؛ لذا با استعانت از خدا از دم در منزل نیز شروع می‌شود

این که گفته می‌شود از همان لحظه‌ خروج از منزل، انسان باید بگوید: «بسم‌الله؛ و بالله؛ و الی‌الله و الی ابن رسول‌الله»؛ به این خاطر است که:
«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی... بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ‏ شُرُوطِهَا».(7)
درست است که سفر ما به سوی خداست؛ اما در این سفر باید از خانه‌ امام رضا علیه‌السلام عبور کنیم. چون امام معصوم، باب‌الله است؛ کسی که قصد سکنی گزیدن در سرای توحید را دارد، باید از مسیر امام معصوم علیه‌السلام عبور کند؛ جز از این باب نمی‌توان به مقامات توحید رسید. اگر درک مراتب توحید برای انسان ممکن است، این امکان از این باب مقدور می‌شود و لا غیر؛ راه‌های دیگر بن‌بست‌اند و انسان را به بی‌راهه و پرتگاه‌های خطرناک می‌کشانند.    

زیارت امام رضا(ع) شرط ورود به حصن کلمه «لا اله اله الله» است

در حقیقت، زیارت، «سیر الی‌الله» است که از طریق معصوم علیه‌السلام واقع می‌شود. زیارت معصوم علیه‌السلام طریق ورود به وادی ولایت است؛ درهای وادی ولایت با زیارت معصوم علیه‌السلام است که به روی انسان گشوده می‌شود و انسان سیر در این وادی را آغاز می‌کند. اما باید توجه داشت که وادی ولایت نیز، همانند قرآن، مراتب و بطونی دارد. اگر فرموده‌اند: «علیٌ مع القرآن و القرآن مع علی»؛ یعنی همان‌گونه که قرآن دارای بطن‌های مختلفی است، و صرف لفظ نیست؛ وادی ولایت امیرالمومنین علیه‌السلام نیز دارای بطن‌هایی است که در صرف یک لفظ خلاصه نمی‌شود.
قرآن، رشته‌ متصل بین ما و خدای متعال است؛ که نازله‌ای از آن در قالب لفظ در دست‌رس ماست. حتی لفظ قرآن هم از خداست؛ اما نورانیت قرآن چیز دیگری است. حقیقت قرآن، ذکر و انوار الهی است که در قالب لفظ، تنزل پیدا کرده است؛ از این رو، ذو بطون است و هر بطنش، بطن دیگری دارد؛ و در هر بطنی، معنای خاصی نهفته است. حقیقت امام معصوم علیه‌السلام نیز مثل قرآن است؛ یعنی، انسان در هر مرحله‌ای از وادی ولایت که قرار گرفته باشد، مرحله‌، بلکه مراحل دیگری نیز در پیش روی اوست.

وادی ولایت، هم‌چون وادی قرآن، دارای بطون متعددی است




طبقه بندی: ائمه،
برچسب ها: امام رضا، طوس، مشهد، زیارت، میرباقری، فرهنگستان،
[ سه شنبه 4 بهمن 1390 ] [ 04:26 ب.ظ ] [ حاج ابراهیم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خلاف تفکر علمی جدید ، «آدم» خود مقصد و مقصود خلقت کائنات است و همه عالم اکبر عرصه ای است تا این کهکشان کعبه و این منظومه خورشیدی خلق شوند و این سیاره خاکی که نگین انگشتری عالم است و حجت اولین و آخرین خداوند را در خود می پرورد . یعنی همه عالم خلق شده است تا آدم خلق شود و اگر قدمای ما می گفتند که زمین مرکز عالم است ،این سخنی نیست که کوپرنیک و گالیله با یک تلسکوپ بتوانند آن را نفی کنند .
حقیقت آخرین چیزی است که بشر _ در مقام کلی خویش _ به آن خواهد رسید و بنابراین ، «حکومت حق» که بر مطلق عدل بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر «در انتظار موعود» صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند.
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
IranSkin go Up

ایران رمان