تبلیغات
نوابیسم

نوابیسم
امام علی (ع) : کسی که بوقت یاری رهبرش در خواب باشد،زیر لگد دشمنش بیدارمیشود.
قالب وبلاگ
عظمت وجودی و ابعاد مختلف شخصیت حضرت صاحب‏الامر علیه‏السلام باعث شده است که در طول هزار و اندی سال که از غیبت کبری می‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرایش‏های خاص اعتقادی، اجتماعی و فرهنگی که داشته‏اند، از دیدگاهی خاص به تحلیل شخصیت و تعیین جایگاه آن حضرت در عالم هستی بپردازند و هر گروه تنها درک و تصور خود از این موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصیت آن یگانه هستی تلقّی کنند.
در این میان جمعی از اصحاب سیر و سلوک و رهروان طریق عرفان و معنا با طرح موضوع خلیفه‏اللّه‏ و انسان کامل و پرداختن به نقش حجت الهی در عالم هستی، تنها به جنبه فرا طبیعی آن وجود مقدس توجه کرده و از سایر جنبه‏ها غفلت ورزیدند.

گروهی دیگر از اصحاب شریعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبیعی آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح کردن نقشی که آن حضرت به عنوان امام و پیشوای مردم به عهده دارند هیچ‏گونه مسئولیتی را در زمان غیبت متوجه مردم ندیدند و تنها تکلیف مردم را این دانستند که برای فرج آن حضرت دعا کنند تا خود بیایند و امور مردم را اصلاح کنند.

عده‏ای هم ضمن توجّه به جنبه فراطبیعی و طبیعی وجود مقدس حضرت حجّت علیه‏السلام تمام همّ و غمّ خود را متوجّه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظیفه خود را این دانستند که با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند.

اما در این میان گروهی با در نظر گرفتن همه ابعادی که بدان‏ها اشاره شد، به طرح معنای درست انتظار پرداخته و درصدد تعیین وظیفه و نقش مردم در دوران غیبت برآمدند. در این دیدگاه، هم مسئله خلافت الهی انسان کامل مطرح است، هم به جایگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجّه شده و هم وظیفه‏ای که مردم در دعا برای حفظ آن وجود مقدّس و تعجیل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است.

شاید بتوان امام راحل امت، قدس‏سره، را به عنوان درخشان‏ترین چهره از گروه اخیر ذکر کرد. ایشان با صراحت به نقد و بررسی برداشت‏های مختلفی که از مسئله انتظار فرج وجود دارد، پرداخته و دیدگاه خاص خود را در این زمینه چنین مطرح ساختند:

البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمی‏توانیم بکنیم، اگر می‏توانستیم می‏کردیم. اما، چون نمی‏توانیم بکنیم ایشان باید بیایند. ... اما ما باید فراهم کنیم کار را، فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم برای آمدن حضرت علیه‏السلام ...1.

ایشان در جایی دیگر نیز درباره مفهوم «انتظار فرج» می‏فرمایند:

انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند. و مقدمات ظهور ان‏شاء اللّه‏ تهیه شود.2

برای شناخت جایگاه و مفهوم انتظار در تفکر شیعی برخی از روایاتی را که در این زمینه وارد شده است مورد بررسی قرار می‏دهیم تا روشن شود که:

1. معنا و مفهوم انتظار چیست؟

2. آیا انتظار ضرورت دارد؟

3. فضیلت آن چیست؟

4. چه وظایفی در عصر غیبت بر عهده منتظران است؟

5. انتظار چه آثار سازنده‏ای بر فرد و جامعه دارد؟

1 مفهوم انتظار

«انتظار»، یعنی «چشمداشتن» و «چشم به راه بودن»3. چشمداشت یک تحول، چشمداشت یک رویداد خوب، چشمداشت یک گشایش،... یاچشم به راه یک آینده مطلوب، چشم به راه یک عزیز سفر کرده، چشم به راه یک دستگیر، چشم به راه یک منجی و... به این معنا انتظار مفهومی است که با نهاد همه انسان‏ها عجین شده است و می‏توان گفت که همه انسان‏ها به نوعی منتظرند.

به بیان دیگر انتظار یا امید به آینده همزاد انسان است و اگر امید به آینده را از او بگیرند، سرنوشتی جز سکون، رکود، مرگ و تباهی نخواهد داشت، از همین روست که در کلام نورانی پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آمده است:

ألأمَلُ رَحمَةٌ لِأُمَّتی وَ لَولا الأمَلُ ما ارضَعَتْ والِدَةٌ وَلَدَها وَ لاغَرَسَ غارسٌ شَجَرا.4

امید برای امت من مایه رحمت است و اگر امید نبود هیچ مادری فرزندش را شیر نمی‏داد و هیچ باغبانی درختی نمی‏کاشت.

همچنین حکایت شده است که:

روزی عیسی علیه‏السلام نشسته بود و پیرمردی با بیل زمینی را شیار می‏کرد، عیسی فرمود: بار خدایا! امید (آرزو) را از او برگیر. آن پیر دردم، بیل را به کناری انداخت و دراز کشید. ساعتی گذشت و عیسی گفت: بار خدایا! امید را به او بازگردان؛ بی‏درنگ آن پیر برخاست و شروع به کارکرد.5

مولانا نیز این حقیقت را به زبان دیگری بیان می‏کند:

گر نبودی میل و امید ثمر

کی نشاندی باغبان بیخ شجر

لحظه لحظه زندگی انسان با امید همراه است و او هر دوره از عمر خود را به امید رسیدن به دوره بعدی پشت سر می‏گذارد. کودکی که تازه به دبستان پاگذاشته به امید رفتن به کلاس بالاتر و پشت سر گذاشتن دوران آموزش ابتدایی درس می‏خواند و تلاش می‏کند. همین کودک دوران راهنمایی را با امید رسیدن به دوران دبیرستان سپری می‏کند و دوران دبیرستان را با این امید که روزی به دانشگاه راه یابد پشت سر می‏گذارد.

وقتی همین کودک دیروز و جوان امروز وارد دانشگاه می‏شود امیدهای تازه به او توش و توان می‏دهد و به زندگی او معنا می‏بخشد؛ امید رسیدن به جایگاه مطلوب اجتماعی، تشکیل خانواده، داشتن فرزند و... . پس از تشکیل خانواده و به دنیا آمدن فرزندان، همه امیدها و آرزوهای انسان متوجه پیشرفت و ارتقای فرزندانش می‏شود و به این ترتیب حکایت پایان‏ناپذیر امید به آینده، تا آستانه مرگ، انسان را همراهی می‏کند.

ناگفته نماند که این امید به آینده و انتظار تحقق فردای بهتر، خود ریشه در یک ویژگی فطری دارد و آن کمال‏جویی انسان است. انسان همواره طالب رسیدن به مراتب بالاتر و دست یافتن به قله‏های پیشرفت و ترقی است و این در همه انسان‏ها با تفاوت‏هایی در سطح کمال موردنظر و تلاش و جدیتی که برای رسیدن به کمال مطلوب صورت می‏گیرد، وجود دارد.

در هر حال، انتظار و چشم به راه آینده بودن شعله‏ای است در وجود انسان که هرچه فروزان‏تر و پرفروغ‏تر باشد تحرک و پویایی او نیز بیشتر خواهد بود و برعکس هر چه این شعله به سردی و خاموشی بگراید؛ تلاش و فعالیت انسان نیز کاستی می‏پذیرد تا آنجا که او تبدیل به موجودی سرد، بی‏روح، بی‏نشاط، گوشه‏گیر و بی‏تحرک می‏شود و این همان حالتی است که در روانشناسی به «افسردگی» تعبیر می‏کنند. حالتی که شدت و ضعف و زمینه‏های به وجود آمدن آن‏ها در افراد مختلف متفاوت است، اما عامل آن در هر حال چیزی جز خشکیدن نهال امید در وجود انسان نیست.

با توجه به اهمیت و نقش اساسی امید به آینده و انتظار فرج در زندگی انسان‏ها مکتب‏اسلام تلاش نموده‏است با تقویت این‏روحیه، تلاش و سرزندگی جوامع اسلامی و مسلمانان را به نهایت درجه خود رسانده و آن‏ها را در هر زمان پویا و پایدار نگهدارد.

به نظر می‏رسد امید به آینده و انتظار فرج به دو معنا در آموزه‏های دین اسلام به کار رفته است:

1. انتظار به معنای عام؛ در این معنا مکتب اسلام تلاش کرده است که از یک‏سو با فضیلت بخشیدن به «انتظار گشایش» و امید به آینده و از سوی دیگر با نکوهش یأس، ناامیدی، دلسردی و دلمردگی، روحیه تلاش و تکاپوی سازنده را در افراد جامعه‏اسلامی زنده نگهدارد و از ایجاد حالت یأس و ناامیدی در زندگی شخصی مسلمانان جلوگیری کند.

اهتمام اسلام به این معنای عام از انتظار و امید به آینده تا بدان حد بوده که از یک سو امید به فرا رسیدن گشایش از سوی خداوند در زمره برترین اعمال برشمرده شده و از سوی دیگر یأس و ناامیدی از رحمت خداوند از جمله گناهان کبیره به شمار آمده است.6

قرآن کریم ناامیدی از رحمت خدا را از ویژگی‏های کافران برشمرده و از زبان حضرت یعقوب علیه‏السلام چنین نقل می‏کند:

یا بَنِیَّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یُوسُفَ و أخیهِ و لا تَیْأَسُوا مِن رَوحِ اللّه‏ِ إنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنَ رَوْحِ اللّهِ إلاَّ القَومُ الکافِرونَ.7

پسرانم! بروید و از یوسف و برادرش جست‏وجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران از رحمت خدا مأیوس می‏شوند.

شاید بتوان گفت بسیاری از روایاتی که در آن‏ها به فضیلت «انتظار فرج» به‏طور کلی و بدون ذکر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقویت روحیه امید به آینده و مقابله با حالت ناامیدی و بدبینی نسبت به آینده نظر داشته‏اند، که از آن جمله می‏توان به این روایات اشاره کرد:

1ـ1. از رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل شده است که:

مَن رَضِیَ عَنِ اللّه‏ِ بِالقَلیلِ مِنَ الرِّزقِ رَضِیَ اللّه‏ُ عَنهُ بِالقَلیلِ مِنَ العَمَلِ و انتِظارُ الفَرَجِ عِبادَةٌ.8

هر کس نسبت به رزق کمی که خداوند به او داده خشنود باشد، خداوند نیز نسبت به عمل کمی که او انجام می‏دهد خشنود می‏گردد و انتظار گشایش عبادت است.

2ـ1. همچنین از آن حضرت روایت شده است که:

أَفْضَلُ الْعِبادَةِ إِنْتِظارُ الْفَرَجِ.9

برترین عبادت‏ها انتظار فرج است.

3ـ1. و باز می‏فرمایند:

أَفْضَلُ جِهادِ اُمَّتی إِنْتِظارُ الْفَرَجِ.10

برترین جهاد امت من انتظار فرج است.

4ـ1. امام علی علیه‏السلام در بخشی از روایت مفصلی که در آن به چهارصد مورد از اموری که برای صلاح دین و دنیای مؤمن شایسته است، اشاره می‏کنند؛ پس از توصیه به طلب رزق در بین طلوع فجر و طلوع شمس می‏فرمایند:

إِنْتَظِرُوا الْفَرَجِ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمالِ إِلَی‏اللّهِ، عَزَّ وَ جَلَّ، إِنْتِظارُ الْفَرَجِ.11

منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید. بدرستی که خوشایندترین اعمال نزد خداوند، صاحب عزّت و جلال، انتظار فرج است.

5ـ1. آن حضرت در بخش دیگری از روایت یادشده پس از اشاره به این مطلب که ناشکیبایی در هنگام بروز ناگواری‏ها موجب از بین رفتن اجر انسان می‏شود، می‏فرماید:

... أفضَلُ أعمالِ المَرءِ انتِظارُ فَرَجِ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ.12

برترین کارهای انسان، انتظار گشایش از سوی خداست.

6ـ1. امام صادق علیه‏السلام نیز در ضمن سفارش‏های خود به ابوحنیفه می‏فرمایند:

... وَ أفضَلُ الأعمالِ انتِظارُ الفَرَجِ مِنَ اللّه‏ِ.13

برترین کارها انتظار گشایش از خداست.

2. انتظار به معنای خاص: در این معنا، انتظار گشایش و امید به آینده از حالت امری محدود، سطحی و فردی خارج شده و تبدیل به امری گسترده، عمیق و اجتماعی می‏گردد.

در توضیح این مطلب باید گفت: تعالیم ادیان الهی و به‏ویژه دین مبین اسلام، دقیقا بر گرایش‏های درونی انسان‏ها تکیه دارد و اهداف و برنامه‏های آن‏ها براساس همین گرایش‏های درونی و ویژگی‏های فطری سامان یافته است و در این میان نقش دین تنها جهت دهی، توسعه و تعمیق این گرایش‏هاست.

در موضوع مورد بحث نیز دین مبین اسلام با توجه به اینکه امید به آینده و انتظار یک گرایش فطری و جوهره زندگی انسان‏هاست تلاش نموده که این گرایش را از یک‏سو توسعه و از دیگر سو تعمیق بخشد.

به این بیان که دین اسلام به همه انسان‏ها می‏گوید: اولاً، شما فقط منتظر بهبود وضع زندگی خود و اطرافیانتان نباشید و تنها سعادت نزدیکان خود را طلب نکنید، بلکه این انتظار را نسبت به همه افراد جامعه گسترش دهید و چشم‏انتظار روزی باشید که رفاه، سعادت، عدالت و معنویت نه تنها در شهر و دیار شما بلکه در همه جهان گسترده شود.

ثانیا، انتظار شما نباید تنها متوجه امور ظاهری، سطحی و محدود زندگی گردد. شما باید انتظارتان را تعمیق بخشید و چشم به راه آینده‏ای باشید که حقیقت مطلق، عدالت مطلق و معنویت مطلق در جهان حاکم شود.

در این معنا، انتظار تنها به ظهور مردی تعلق می‏گیرد که اگر بیاید نهایت خوبی‏ها برای همه انسان‏ها در سراسر جهان فراهم خواهد شد. این انتظار به همان اندازه فضیلت و برتری دارد که تحقق متعلق آن.

به هنگام بررسی فضیلت انتظار به برخی از روایت‏هایی که انتظار به معنای خاص را مورد توجه قرار داده‏اند اشاره می‏کنیم.

ضرورت انتظار

در تفکّر شیعی، انتظار موعود، به عنوان یک اصل مسلّم اعتقادی مطرح بوده و در بسیاری از روایات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد علیه‏السلام تصریح شده است، که از جمله می‏توان به روایات زیر اشاره کرد:

1. محمد بن ابراهیم النعمانی در کتاب الغیبة روایت کرده است که روزی امام صادق علیه‏السلام خطاب به اصحاب خود فرمودند:

أَلا أُخْبِرُکُمْ بِما لا یَقْبَلُ اللّهُ، عَزَّوَجَلَّ، مِنَ الْعِبادِ عَمَلاً إلاّ بِهِ؟ فَقُلْتُ: بَلی، فَقالَ: شَهادَةُ أَنْ لا إِلهَ إِلاّ اللّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ [ رَسُولُهُ]، وَ الاْءِقْرارُ بِما أَمَرَ اللّهُ، وَ الْوِلایَةُ لَنا، وَ الْبَرائَةُ مِنْ أَعْدائِنا ـ یَعْنی الأَئِمَّةَ خاصَّةً ـ وَ التَّسْلیمُ لَهُمْ، وَ الْوَرَعُ، وَ الاْءِجْتِهادُ، وَ الطُّمَأْنینَةُ، وَ الاْءِنْتِظارُ لِلْقائِمِ، عَلَیْهِ‏السَّلامُ.14

آیا شما را خبر ندهم به آنچه خدای، صاحب عزت و جلال، هیچ عملی را جز به آن از بندگان نمی‏پذیرد؟ گفتم: چرا. فرمود: گواهی دادن به اینکه هیچ شایسته پرستشی جز خداوند نیست و اینکه محمد [ صلّی‏اللّه‏علیه‏وآله ]بنده و فرستاده او است، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزاری از دشمنانمان ـ یعنی خصوص امامان ـ و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزکاری و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم علیه‏السلام.

2. ثقة الاسلام الکلینی در کتاب الکافی روایت می‏کند که روزی مردی بر حضرت ابوجعفر امام باقر علیه‏السلام وارد شد و صفحه‏ای در دست داشت؛ حضرت باقر علیه‏السلام به او فرمود:

هذِهِ صَحیفَةُ مُخاصِمٍ سَأَلَ عَنِ الدِّینِ الَّذی یُقْبَلُ فیهِ الْعَمَلُ. فَقالَ: رَحِمَکَ اللّهُ، هذَا الَّذی أُریدُ. فَقالَ اَبُوجَعْفَرٍ علیه‏السلام: شَهادَةُ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ تَقِرُّ بِما جاءَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ وَ الْوِلایَةُ لَنا أَهْلَ‏الْبَیْتِ، وَ الْبَرائَةُ مِنْ عَدُوِّنا، وَ التَّسْلیمُ لِأَمْرِنا، وَ الْوَرَعُ، وَ التَّواضُعُ وَانْتِظارُ قائِمِنا، فَإِنَّ لَنا دَوْلَةً، إِذا شاءَ اللّهُ جاءَ بِها.15

این نوشته مناظره کننده‏ای است که پرسش دارد از دینی که عمل در آن مورد قبول است. آن مرد عرض کرد: رحمت خداوند بر تو باد همین را خواسته‏ام. پس حضرت ابوجعفر باقر علیه‏السلام فرمود: گواهی دادن به اینکه خدا یکی است و هیچ شریکی برای او وجود ندارد، و این که محمد بنده و رسول او است، و این که اقرار کنی به آنچه از سوی خداوند آمده، و ولایت ما خاندان و بیزاری از دشمنان ما، و تسلیم به امر ما، و پرهیزکاری و فروتنی، و انتظار قائم ما، که ما را دولتی است که هر وقت خداوند بخواهد آن را خواهد آورد.

3. شیخ صدوق در کتاب کمال‏الدین از «عبدالعظیم حسنی» روایت می‏کند که:

روزی بر آقایم محمدبن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین‏بن‏ابی‏طالب علیهم‏السلام وارد شدم و می‏خواستم که درباره قائم از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدی است یا غیر او پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود:

یا أَبَاالْقاسِمِ، إِنَّ الْقائِمَ مِنّا هُوَ الْمَهْدِیُّ الَّذی یَجِبُ أَنْ یُنْتَظَرَ فی غَیْبَتِهِ وَ یُطاعَ فی ظُهُورِهِ، وَ هُوَ الثّالِثُ مِنْ وُلْدی.16

ای ابوالقاسم! بدرستی که قائم از ماست و او است مهدی که واجب است در [ زمان ]غیبتش انتظار کشیده شود و در [ زمان ]ظهورش اطاعت گردد، و او سومین [ امام] از فرزندان من است.

روایات یاد شده و بسیاری روایات دیگر ـ که در این مجال فرصت طرح آن‏ها نیست ـ همگی بر لزوم انتظار حضرت قائم در دوران غیبت دلالت می‏کند، امّا حال باید دید که انتظارـ که این همه بر آن تأکید شده و یکی از شرایط اساسی اعتقاد اسلامی شمرده می‏شود ـ چه فضیلتی دارد و در کلام معصومین علیهم‏السلام از چه جایگاهی برخوردار است.

فضیلت انتظار

در روایات اسلامی آنچنان مقام و منزلتی برای منتظران موعود برشمرده شده که گاه انسان را به تعجب وا می‏دارد که چگونه ممکن است عملی که شاید در ظاهر ساده جلوه کند از چنین فضیلتی برخوردار باشد. البته توجه به فلسفه انتظار و وظایفی که برای منتظران واقعی آن حضرت بر شمرده شده، سرّ این فضیلت را روشن می‏سازد.

در اینجا به پاره‏ای از فضائلی که برای منتظران قدوم، حضرت بقیه‏الله‏الأعظم بر شمرده شده، اشاره می‏کنیم:

1ـ3. امام سجاد علیه‏السلام منتظران را برترین مردم همه روزگاران برمی‏شمارند:

... إنّ أهلَ زَمانِ غَیبَتِهِ القائِلونَ بِإمامَتِهِ المُنتَظِرونَ لِظُهُورِهِ أفضَلُ مِن کُلِّ أهلِ زَمانٍ.17

آن گروه از مردم عصر غیبتِ امام دوازدهم که امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند برترین مردم همه روزگاران هستند.

2ـ3. شیخ صدوق در کتاب کمال‏الدین از امام صادق علیه‏السلام روایت کرده که آن حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان ـ که بر آن‏ها درود باد ـ فرمود:

اَلْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنا کَالْمُتِشَحِّطِ بِدَمِهِ فی سَبیلِ اللّهِ.18

منتظر امر (حکومت) ما، بسان آن است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد.

3ـ3. در همان کتاب به نقل از امام صادق علیه‏السلام روایت دیگری به این شرح در فضیلت منتظران وارد شده است:

طُوبی لِشیعَةِ قائِمِنَا الْمُنْتَظِرینَ لِظُهُورِهِ فی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطیعینَ لَهُ فی ظُهُورِهِ أُولئِکَ أَوْلِیاءُ اللّهِ الَّذینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.19

خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولیاء خدا هستند، همان‏ها که نه ترسی برایشان هست و نه اندوهگین شوند.

4ـ3. در روایت دیگری مرحوم المجلسی از امام صادق علیه‏السلام نقل می‏کند که:

مَنْ ماتَ مِنْکُمْ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ لِهذَا الْأَمْرِ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فی فُسْطاطِهِ. قالَ: ثُمَّ مَکَثَ هَنیئَةً، ثُمَّ قالَ: لا بَلْ کَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَیْفِهِ. ثُمَّ قالَ: لا وَ اللّهِ کَمَنِ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ20.

هر کس از شما بمیرد در حالی که منتظر این امر باشد همانند کسی است که با حضرت قائم علیه‏السلام در خیمه‏اش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظه‏ای درنگ کرده، آنگاه فرمود: نه، بلکه مانند کسی است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمود: نه، به‏خدا همچون کسی است که در پیشگاه رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شهید شده باشد.

چرا این همه فضیلت؟

با مشاهده روایات یاد شده ممکن است برای بسیاری این پرسش پیش آید که چرا انتظار از چنین فضیلت برجسته‏ای برخودار است؟ برای رسیدن به پاسخ مناسبی برای این پرسش چند نکته اساسی را باید مورد توجه قرار داد:

1. انتظار حلقه اتصال شیعه با امام معصوم: چنانکه می‏دانید «ولایت» و «امامت» رکن اساسی مکتب تشیع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجت خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترین نقاط تمایز این مکتب از سایر مکتب‏هاست. از دیدگاه شیعه پذیرش ولایت معصومین علیهم‏السلام و به طور کلی تسلیم در برابر امام و حجت عصر، سرآمد همه فضیلت‏ها و شرط اساسی قبولی همه اعمال عبادی است. با توجه به این نکات درمی‏یابیم که «انتظار» در زمان غیبت و عدم حضور ظاهری امام در جامعه به نوعی اعلام پذیرش ولایت و امامت آخرین امام از سلسله امامان شیعه است و همین انتظار موجب می‏شود که ارتباط شیعیان با امامشان، اگر چه به صورت ارتباط قلبی و معنوی، حفظ شود و آن‏ها در همه اعصار از فیض وجود امامشان برخوردار باشند.

در روایتی که از امام سجاد علیه‏السلام نقل شده، آن حضرت ضمن پیش‏بینی دوران غیبت دوازدهمین امام از سلسله جانشینان پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله کسانی را که در زمان غیبت، امامت این امام را پذیرا می‏شوند و در انتظار او به سر می‏برند، برترین مردم همه زمان‏ها معرفی می‏کنند و دلیل این برتری را این می‏دانند که برای آن‏ها غیبت و حضور هیچ تفاوتی نداشته و همان وظایفی را که در زمان حضور باید انجام دهند در زمان غیبت انجام می‏دهند:

ثُمَّ تَمتَدُّ الغَیبَةُ بِوَلیِّ اللّه‏ِ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ اَلثانِیَ عَشَرَ مِن أَوصیاءِ رَسولِ‏اللّه‏ِ ـ لّی‏اللّه‏ُ عَلِیهِ وَ آلِهِ ـ وَالأَئِمَّةِ مِن بَعدهِ. یا أَبا خالِدِ! إِنَّ أَهلَ زَمانِ غَیبَتِهِ، القائِلینَ بِإمامَتِهِ وَالمُنتَظِرینَ لِظُهورِهِ أَفضَلُ مِن أَهلِ کُلَّ زَمانٍ؛ لأَنّ اللّه‏َ ـ تَبارکَ و تَعالی ـ أَعطاهُم مِن‏العُقولِ وَالأَفهامِ وَالمَعرِفَةِ ما صارَت بِهِ الغَیبَةُ عِندَهُم بِمَنزِلَةِ المُشاهَدَةِ وَ جَعَلَهُم فِی ذلکَ الزَمانِ بِمَنزِلَةِ الُمجاهِدینَ بَینَ یَدیِ رَسولِ‏اللّه‏ِ ـ لَّی‏اللّه‏ُ عَلَیهِ و آلِهِ ـ بِالسَّیفِ. أولئِکَ الُمخلِصونَ حَقَّا وَ شَیعَتُنا صِدقا وَالدُّعاةِ إِلی دینِ‏اللّه‏ِ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ سِرّا وَ جَهْرا.21

غیبت دوازدهمین ولی خداوند ـ صاحب عزت و جلال ـ از سلسله جانشینان رسول خدا ـ که درود خدا براووخاندانش‏باد ـ وامامان‏بعد از او، به درازا می‏کشد.

ای اباخالد! آن گروه از مردم که در زمان غیبت او امامتش را پذیرفته و منتظر ظهور اویند برترین مردم همه زمان‏ها هستند؛ زیرا خداوند ـ که گرامی و بلندمرتبه است ـ چنان خِرَد، درک و شناختی به آن‏ها ارزانی داشته که غیبت [و عدم حضور امام ]برای آن‏ها همانند مشاهده [و حضور امام ]است.

خداوند مردم این زمان را به مانند کسانی قرار داده که با شمشیر در پیشگاه رسول خدا ـ که درود خدا و او بر خاندانش باد ـ جهاد می‏کنند. آن‏ها مخلصان واقعی، شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان به سوی دین خدا در پنهان و آشکار هستند.

بنابراین اگر «انتظار» را از مکتب شیعه بگیریم تفاوت چندانی میان این مکتب و دیگر مکاتب باقی نخواهد ماند؛ البته انتظار به همان مفهوم درست آن؛ یعنی امید به ظهور و قیام عدالت‏گستر دوازدهمین امام معصوم از خاندان پیامبر اکرم، لّی‏اللّه‏علیه‏وآله؛ همو که در حال حاضر حجت خدا، واسطه فیض الهی، زنده و شاهد و ناظر اعمال شیعیان خود و فریادرس آن‏ها در گرفتاری‏ها و ناملایمات است.

2. انتظار، معیار ارزش انسان‏ها: آرزوها و آمال انسان‏ها معیار خوبی برای سنجش میزان رشد، کمال و تعالی آن‏هاست؛ تا آنجا که برخی می‏گویند: «بگو چه آرزویی داری تا بگویم کیستی.» آرزوهای بلند، متعالی و ارزشمند حکایت از کمال روح و رشد شخصیت انسان‏ها و بلندای همت آن‏ها می‏کند. به عکس آرزوهای خرد، حقیر و بی‏ارزش نشان از بی‏همتی و رشدنیافتگی افراد دارد.

آرزوها انسان را به حرکت وامی‏دارد و به طور طبیعی هر چه همت، بلندتر و آرزو، ارزشمندتر باشد حرکت و تلاش انسان نیز از ارزش بیشتری برخوردار خواهد بود.

امام علی علیه‏السلام در همین زمینه می‏فرماید:

قَدْرُ الرَّجُلِ عَلی قَدْرِ هِمَّتِهِ.22

ارزش مرد به اندازه همت اوست.

و در جای دیگر می‏فرماید:

قِیمَةُ کُلِّ امرِئٍ ما یُحسنُهُ.23

مرد را آن بهاست که در دیده‏اش زیباست.

پس از این مقدمه می‏توان گفت که چون انسان منتظر برترین و ارزشمندترین آمال و آرزوهای ممکن را داراست، به طور طبیعی از بهترین و والاترین ارزش‏ها نیز برخوردار است.

توضیح اینکه آرزوی نهایی انسان منتظر، حاکمیت نهایی دین خدا و مذهب اهل‏بیت علیهم‏السلام بر سراسر جهان، استقرار حکومت صالحان و مستضعفان در سراسر گیتی، کوتاه شدن دست ظالمان و مستکبران از گوشه گوشه جهان، برقراری نظام قسط و عدالت بر پهنه زمین و گسترش امنیت و رفاه در جای جای کره خاک است؛ یعنی آرزویی که از ابتدای تاریخ تاکنون و در زمان هیچ پیامبری محقق نشده است. قطعا چنین آرزوی بلندی از ارزش و فضیلتی وصف‏ناپذیر برخوردار است. البته به شرط آنکه «منتظر» به تناسب آرزوی بلند خود از تلاش و کوشش برای تحقق هر چه زودتر این آرزو کوتاهی نکند.

3. انتظار عامل پویایی و سازندگی فرد و اجتماع: چنانکه از مطالب بعدی و در بحث از «وظایف منتظران» و «نقش سازنده انتظار» روشن خواهد شد، انتظار نقش مهمی در سازندگی، پویایی و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد، و اگر انسان منتظر به وظایفی که برای او برشمرده شده عمل کند به الگوی مطلوب انسان دیندار دست می‏یابد و از جایگاه و مرتبه والایی برخوردار می‏شود. به عبارت دیگر انسان منتظر با رعایت همه شرایط انتظار به همان شأن و منزلتی که مورد انتظار دین اسلام است، رسیده و به بالاترین نقطه کمال نائل می‏شود.

با توجه به نکات بالا به رمز فضائل بی‏شماری که برای منتظران برشمرده شد واقف می‏شویم و بدرستی درمی‏یابیم که چرا انسان منتظر از نظر اسلام از چنین مقام و مرتبه بلندی برخوردار است.

پی نوشت :

1. صحیفه نور (مجموعه رهنمودهاى امام خمینى، قدس‏سره)، ج 20، ص 198 ـ 199.

2. همان، ج 7، ص 255.

3.ر.ک: على‏اکبر دهخدا، لغتنامه، ذیل کلمه «انتظار»؛ محمد معین، فرهنگ فارسى، ذیل کلمه «انتظار».

4. محمدباقر المجلسى، بحارالانوار، ج77، ص173، ح8.

5. تنبیه‏الخواطر، ج1، ص272. به نقل از: محمد محمدى‏رى‏شهرى، میزان‏الحکمة، ترجمه حمیدرضا شیخى، ج1، ص184، ح675.

6. ر.ک: سیدعبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ص 91 - 68.

7. سوره یوسف 12 آیه 87.

8. محمدباقر المجلسى، همان، ج52، ص122، ح3.

9. همان، ج2، ص287، ح2.

10. ابومحمد الحسن بن على بن الحسین بن شعبة الحرّانى، تحف‏العقول عن آل الرسول، ص37.

11. محمدباقر المجلسى، بحارالانوار، ج52 ، ص123، ح7.

12. همان، ص99.

13. همان، ج75، ص208، ح77.

14. محمدبن ابراهیم النعمانى، کتاب‏الغیبة، ص200، ح16.

15. محمدبن یعقوب الکلینى، الکافى، ج2، ص22، ح13.

16. ابوجعفر محمدبن على‏بن الحسین شیخ صدوق، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص377، ح1.

17. محمدباقر المجلسى، همان، ج52، ص122، ح4.

18.ابوجعفر محمدبن على‏بن الحسین شیخ صدوق، همان، ج2، ص645 ، ح6 .

19. همان، ج2، ص357، ح54 .

20. محمدباقر المجلسى، همان، ص126، ح18.

21.محمدبن على بن الحسین شیخ صدوق، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج1، ص320؛ محمدباقر المجلسى، همان، ج52، ص122، ح4.

22. نهج‏البلاغه، ترجمه سیدجعفر شهیدى، باب گزیده سخنان حکمت‏آمیز امیر مؤمنان علیه‏السلام ش47، 369.

23. همان، ش81، ص373.

منبع : کتاب "انتظار، بایدها و نبایدها"



طبقه بندی: مهدویت، ائمه،
برچسب ها: اخرالزمان، انتظار، نوستروداموس، مهدویت، ولی عصر،
[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 03:39 ب.ظ ] [ حاج ابراهیم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خلاف تفکر علمی جدید ، «آدم» خود مقصد و مقصود خلقت کائنات است و همه عالم اکبر عرصه ای است تا این کهکشان کعبه و این منظومه خورشیدی خلق شوند و این سیاره خاکی که نگین انگشتری عالم است و حجت اولین و آخرین خداوند را در خود می پرورد . یعنی همه عالم خلق شده است تا آدم خلق شود و اگر قدمای ما می گفتند که زمین مرکز عالم است ،این سخنی نیست که کوپرنیک و گالیله با یک تلسکوپ بتوانند آن را نفی کنند .
حقیقت آخرین چیزی است که بشر _ در مقام کلی خویش _ به آن خواهد رسید و بنابراین ، «حکومت حق» که بر مطلق عدل بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر «در انتظار موعود» صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند.
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
IranSkin go Up

ایران رمان