تبلیغات
نوابیسم

نوابیسم
امام علی (ع) : کسی که بوقت یاری رهبرش در خواب باشد،زیر لگد دشمنش بیدارمیشود.
قالب وبلاگ
"غلامرضا پهلوی" شاهزاده دزدها: 
 
غلامرضا پهلوی، "دومین فرزند پسر رضا میرپنج" یا رضا شصت‌تیر است. او در 25 اردیبهشت 1302 در تهران به دنیا آمد. مادرش توران، "همسر سوم رضاشاه" بود. توران دخترخاله "وثوق‌الدوله"، عامل "قرارداد  1919"بود كه ایران را به مستعمره انگلیس تبدیل می‌كرد، اما این قرارداد به مرحله اجرا درنیامد. 
 

یکی از منابع در آمد غلامرضا پهلوی، قاچاق مواد مخدر بود. "فریده دیبا" (مادر فرح دیبا)در مورد فعالیت‌های وی می‌گوید: "من گاهی اوقات به دخترم (فرح) می‌گفتم این درست نیست که غلامرضا به عنوان برادر محمدرضا به ساختمان‌سازی مشغول باشد و یا از خارج دستگاه تلویزیون وارد کند!” غلامرضا در خانواده‌ی پهلوی به خست فراوان معروف بود. 
 

حمایت غلامرضا از اشرف هم نه از این بابت بود که آنها خواهر و برادر ناتنی بودند، بلکه بیشتر از آن جهت بود که با هم شریک تجاری بودند! غلامرضا همیشه از فرط استعمال تریاک چشمانش قرمز بود و لباسش بوی تریاک می‌داد! 
 

غلامرضا در سال ۱۳۲۰ و پس از کنار رفتن رضاخان پالانی از سلطنت به همراه پدر مجبور به ترک ایران و اقامت در آفریقای جنوبی شد. او در سال۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و کسی از سرنوشت او خبر ندارد. 
 
"عبدالرضا پهلوی" 
 
"عبدالرضا پهلوی" درمهرماه 1303 به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و مقدمات نظام را در تهران سپری کرد. سپس به همراه برادرش محمدرضا برای تحصیل به مدرسه "انستیتو لو روزه" سوییس فرستاده شد. پس از بازگشت به ایران در سال 1315 وارد مدرسه نظام و دانشکده افسری شد. او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضاخان در سال 1323 برای ادامه تحصیل در رشته اقتصاد در "دانشگاه هاروارد" به آمریکا رفت. 
 
عبدالرضا پس از اتمام تحصیلات در سال 1326 به ایران بازگشت و علی‌رغم داشتن تحصیلات عالیه در رشته اقتصاد تنها سمت تشریفاتی ریاست افتخاری برنامه هفت ساله دولت به او سپرده شد. 
 
 
او در سال  1329 ازدواج کرد اما به دلیل مسایل خانوادگی و شخصی و اختلاف همسرش با محمدرضا پهلوی از دربار دوری می‌جست و بیشتر وقت خود را صرف شکار و تاکسیدرمی حیوانات و کشاورزی و رسیدگی به زمین‌های کشاورزی ۳۷۰۰ هکتاری خود در دشت سازی می‌کرد. وی همچنین چندین دوره ریاست مجمع جهانی حفاظت از حیات وحش را به عهده گرفت!!! 
 

نامبرده پس از انقلاب در سال ۱۳۵۷ به اتفاق خانواده‌اش کشور را ترک کرد و هیچکس از محل زندگی او اطلاعی ندارد و گفته می‌شود که نام خانوادگی خود را هم تغییر داده است . 
 
"احمدرضا پهلوی" 
احمدرضاپهلوی "هشتمین فرزند و پنجمین پسر رضاخان میرپنج" بود. او در سال ۱۳۰۴به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی مشغول تحصیل در مدرسه نظام بود که پس از برکناری و تبعید پدرش در سال ۱۳۲۰با او به آفریقای جنوبی و در سال ۱۳۲۳برای ادامه تحصیل به بیروت رفت. 
 
پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۵ با "سیمین تاج بهرامی" دختر "دکتر حسین احیاءالسلطنه بهرامی" ازدواج کرد. این پیوند در سال ۱۳۳۳به جدایی انجامید. احمدرضا در سال ۱۳۳۷ دوباره ازدواج کرد. 
 

او در امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دخالتی نمی‌کرد و کمتر در دربار حاضر می‌شد. پس از انقلاب اسلامی درسال ۱۳۵۷به اتفاق خانواده‌اش ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۱با بیماری سرطان خون در فرانسه مرد. 
 
"فاطمه پهلوی": 
فاطمه پهلوی "دهمین فرزند رضاخان" درسال ۱۳۰۷ متولد شد. تحصیلات متوسطه‌اش را نیمه تمام گذاشت و سپس در بیروت، اروپا و آمریکا ادامه تحصیل داد. در زمان رضا شاه، دربار ایران طرحی برای ازدواج فاطمه با خسرو خان قشقایی در دست داشت که با شکست مواجه شد. پس از مرگ پدرش، ابتدا در مرداد ۱۳۲۷با یک روزنامه‌نگار آمریکایی ازدواج کرد و از او صاحب یک دختر دو پسر شد. این ازدواج موجب اعتراضاتی در ایران گردید، چرا که ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان ممنوع و ازدواج زن ایرانی با تبعه سایر کشورها نیاز به کسب اجازه قبلی از دولت ایران داشت. نادیده گرفتن این دو مورد موجب شد تا فاطمه پهلوی از امتیازات خود محروم گردد. 
 
از سوی دیگر دربار نیز نسبت به این ازدواج روی خوشی نشان نداد. چرا که فاطمه پهلوی جشن ازدواج خود را در پاریس و درست در روزی برگزار نمود که دربار ایران به مناسبت "دفن رضاخان" در کشور عزای عمومی اعلام کرده بود. اخبار این ازدواج و همزمانی آن با عزاداری به صورت بسیار پر سر و صدا در مطبوعات انعکاس یافت. 
 
سرانجام دربار در سال ۱۳۳۲به فاطمه پهلوی و شوهرش اجازه بازگشت به کشور را داد. در مرداد ۱۳۳۸ فاطمه از شوهر آمریکایی خود طلاق گرفت و در آبان همان سال با "سپهبد محمد خاتمی" ازدواج نمود. خاتمی در سال ۱۳۵۴در حال کایت‌سواری در حوالی سد دز با کوه برخورد کرد و کشته شد. 


"فاطمه پهلوی" از جمله اعضای خاندان پهلوی بود که به فعالیت‌های اقتصادی روی آورد و یکی از سهامداران اصلی «شرکت سی.آر.سی» بود که در سال ۱۳۴۳باشگاه پرسپولیس را راه‌اندازی نمود. اندکی پیش از انقلاب اسلامی، او روانه خارج از کشور شد. مدتی ساکن پاریس بود و سپس به لندن رفت و در سال ۱۳۶۶ در آنجا مرد. وی کاخ‌های متعددی در تهران و شمال ایران داشت. 
 
"شمس(خدیجه) پهلوی": 
 
"شمس (خدیجه) پهلوی" در سال 1296 به دنیا آمد. او پس از سپری کردن تحصیلات رایج در آن زمان، به اصرار پدرش با "فریدون جم" فرزند "مدیرالملک جم" (وزیر و نخست وزیر دوره قاجار و پهلوی) ازدواج کرد. لیکن پس از کناره‌گیری رضا شاه از سلطنت، از همسرش جدا شد و چندی بعد در سال ۱۳۲۲با "عزت‌الله مین‌باشیان" که هنرمند بود آشنا شد و در سال ۱۳۲۴در قاهره با او ازدواج کرد. همسر جدید او نام و نام خانوادگی خود را به "مهرداد پهلبد" تغییر داد. مهرداد پهلبد در سال ۱۳۴۳به وزارت فرهنگ و هنر منصوب گردید و تا ۱۳۵۷در این سمت باقی ماند. 


شمس در کاخی در مهرشهر کرج به نام "کاخ مروارید" زندگی می‌کرد. این کاخ توسط موسسه رایت آمریکا ساخته شده است. 

 
شمس و خانواده‌اش در شهریور ماه سال ۱۳۵۷ کشور را ترک کردند و چندی بعد در کشور "ترینیداد و توباگو" در منطقه کارائیب ساکن شدند. 
 
شمس پهلوی در اسفند ۱۳۷۴در سن ۷۸سالگی مرد و در ایالت کالیفرنیا به گور سپرده شد. 
 
"محمودرضا پهلوی": 
 
محمودرضا پهلوی "نهمین فرزند و ششمین پسر رضا خان شصت‌چهار" در مهرماه ۱۳۰۵به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و مقدمات نظام را در تهران سپری کرد. او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضا شاه به ایران بازگشت و چندی بعد برای ادامه تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی و صنعتی در دانشگاه کالیفرنیا و میشیگان به آمریکا رفت. 
 

او پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۳ ازدواج کرد که این ازدواج پس از سه سال به جدایی انجامید. محمودرضا در سال ۱۳۴۳ با "مریم اقبال" دختر "دکتر منوچهر اقبال" ازدواج کرد ولی نامبرده نیز پس از مدتی از او جدا شد .وی در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و در سال ۲۰۱۰ در کالیفرنیا مرد. 
 



طبقه بندی: تاریخ معاصر،
[ چهارشنبه 16 اسفند 1391 ] [ 04:00 ب.ظ ] [ حاج ابراهیم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خلاف تفکر علمی جدید ، «آدم» خود مقصد و مقصود خلقت کائنات است و همه عالم اکبر عرصه ای است تا این کهکشان کعبه و این منظومه خورشیدی خلق شوند و این سیاره خاکی که نگین انگشتری عالم است و حجت اولین و آخرین خداوند را در خود می پرورد . یعنی همه عالم خلق شده است تا آدم خلق شود و اگر قدمای ما می گفتند که زمین مرکز عالم است ،این سخنی نیست که کوپرنیک و گالیله با یک تلسکوپ بتوانند آن را نفی کنند .
حقیقت آخرین چیزی است که بشر _ در مقام کلی خویش _ به آن خواهد رسید و بنابراین ، «حکومت حق» که بر مطلق عدل بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر «در انتظار موعود» صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند.
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
IranSkin go Up

ایران رمان