تبلیغات
نوابیسم

نوابیسم
امام علی (ع) : کسی که بوقت یاری رهبرش در خواب باشد،زیر لگد دشمنش بیدارمیشود.
قالب وبلاگ
بر پایه تعریف آنان از آزادی تفکر، به تمام عقاید و نگرش ها ولو بی اساس ترین آن ها هم باید احترام گذاشت و ادب کرد حال آنکه این شیوه برخورد اتفاقا بدترین شیوه استعمار و ضد آزادی عقیده است.
این حقیقت را شهید استاد مرتضی مطهری در همان ابتدای انقلاب به سادگی و شیوایی توضیح داده است. سخنان خواندنی او در این باره، در کتاب "آینده انقلاب اسلامی ایران" در کتابفروشی ها در دسترس همگان قرار دارد.
این شهید بزرگوار که امام راحل همه آثارش را بدون استثنا تایید کرده و ارزشمند خوانده اند، درباره موضوع آزادی عقیده عنوان کرده است: لازم است درباره دو نوع آزادی كه مایه اشتباه كاری‏ و مغلطه شده است توضیح داده شود. فرق است میان آزادی تفكر و آزادی عقیده . آزادی‏ تفكر ناشی از همان استعداد انسانی بشر است كه میتواند در مسائل بیندیشد این استعداد بشری حتما باید آزاد باشد پیشرفت و تكامل بشر در گرو این آزادی است اما................
 اما آزادی عقیده ، خصوصیت دیگری دارد میدانید كه هر عقیده ای ناشی از تفكر صحیح و درست نیست منشا بسیاری از عقاید ، یك سلسله عادتها و تقلیدها و تعصبها است عقیده به این معنا نه تنها راه گشا نیست كه به عكس نوعی‏ انعقاد اندیشه بحساب میاید یعنی فكر انسان در چنین حالتی ، به عوض‏ اینكه باز و فعال باشد بسته و منعقد شده است و در اینجا است كه آن قوه‏ مقدس تفكر ، بدلیل این انعقاد و وابستگی ، در درون انسان اسیر و زندانی‏ میشود آزادی عقیده در معنای اخیر نه تنها مفید نیست ، بلكه زیانبارترین‏ اثرات را برای فرد و جامعه بدنبال دارد آیا در مورد انسانی كه یك سنگ‏ را میپرستد باید بگوئیم چون فكر كرده و بطور منطقی به اینجا رسیده و نیز به دلیل اینكه عقیده محترم است ، پس باید به عقیده او احترام بگذاریم و ممانعتی برای او در پرستش بت ایجاد نكنیم؟ یا نه ، باید كاری كنیم كه‏ عقل و فكر او را از اسارت این عقیده آزاد كنیم؟ یعنی همان كاری را بكنیم كه ابراهیم خلیل الله كرد.

شهید مطهری در ادامه به داستان بت شکنی حضرت ابراهیم ( ع ) و پاسخ ایشان به اعتراض مردم بت پرست شهر اشاره و عنوان می کند: ابراهیم (ع) خطاب به انها گفت شما چرا مرا متهم میكنید؟ مجرم‏ واقعی همین بت بزرگ است كه زنده مانده مردم در جواب گفتند كه از او این كارها ساخته نیست پاسخ داد كه چطور است كار زد و خورد از او ساخته‏ نیست ولی اینكه حاجتهائیرا كه انسانها در آنها در مانده اند برآورده كند ، از او ساخته است؟ در اینجا قرآن اصطلاح بسیار زیبائی بكار می برد، می گوید: «فرجعوا الی انفسهم»، این مناظره سبب شد كه اینها بخود بازگردند* از نظر قرآن ، خود واقعی انسان عقل و اندیشه ناب و خالص‏ و منطق صحیح اوست قرآن میگوید اینها از خودشان جدا شده بودند ، این تذكر سبب شد كه دوباره سوی خود باز گردند و خود را در یابند حالا كار حضرت ابراهیم را چگونه باید تفسیر كنیم ؟ آیا كاری كه ابراهیم‏ (ع) كرد بر خلاف آزادی عقیده - بمعنای رایج آن كه میگویند عقیده هر كس‏ باید آزاد باشد - بود ، یا آنكه در خدمت آزادی عقیده بمعنای واقعی آن‏ بود ؟ اگر حضرت ابراهیم میگفت چون این بتها مورد احترام میلیونها انسان‏ هستند ، پس من هم به انها احترام میگذارم ، یعنی درست همان چیزی را ابراز میكرد كه اكنون عقیده‏ای بسیار رایج است ، آیا كار درست و صحیحی انجام داده‏ بود ؟ از نظر اسلام این اغراء به جهل (كشانیدن به جهل) است نه خدمت به آزادی در تاریخ اسلام نیز میبینیم درست نظیر كار ابراهیم ( ع ) را پیغمبر اكرم ( ص ) در فتح مكه انجام داد آن حضرت به بهانه آزادی عقیده ، بتها را باقی‏ نگذاشت به عكس دید این بتها عامل اسارت فكری مردمند و صدها سال است‏ كه فكر این مردم اسیر این بتهای چوبی و فلزی و شده است ، این بود كه‏ بعنوان اولین اقدام بعد از فتح ، تمام آنها را در هم شكست و مردم را واقعا آزاد كرد.

شهید مطهری سپس این شیوه را با رفتار پادشاه‏ وقت انگلستان مقایسه می کند، "وقتی كه او برای دیدار از هندوستان به آنجا رفته بود در هندوستان‏ جزء برنامه سفرش ، بازدید از یك بتخانه گنجانده شده بود. خود مردم هند وقتیكه میخواستند داخل صحن بتخانه شوند ، كفشهای خود را میكندند ، اما او بنشانه احترام بیش از حد ، هنوز به صحن نرسیده كفشهایش را كند و بعد هم‏ از همه مؤدب تر در مقابل بتها ایستاد در تفسیر این حركت عده ای ساده‏ اندیش میگفتند ببینید نماینده یك ملت روشنفكر چقدر به عقاید مردم‏ احترام میگذارد غافل از اینكه این نیرنگ استعمار است استعماری كه‏ میداند كه همین بتخانه هاست كه هند را به زنجیر كشیده و رام استعمارگران‏ كرده است اینگونه احترام گذاشتنها ، خدمت به آزادی و احترام به عقیده‏ نیست ، خدمت به استعمار است ملت هند اگر از زیر بار این خرافات‏ بیرون بیاید كه دیگر باج به انگلیسیها نخواهد داد."

مثال دیگر استاد مطهری کوروش است. ایشان درباره او تصریح کرده است: در كتابهای تاریخ خودمان نوشته بودند كوروش چه مرد بزرگ و بزرگواری بوده كه وقتی به بابل رفت و آنجا را فتح كرد تمام بتخانه‏ ها را محترم شمرد از نظر یك فاتح كه سیاست استعمارگری‏ دارد، این كار، امری عادی و یك نقشه معمولی است ولی از نظر بشریت‏ چطور؟ آیا خود جناب كوروش به آن اعتقاد داشت؟ یقینا نه، اما كوروش‏ فكر میكرد این اعتقاد كه مردم را در بیخبری نگاه داشته عامل خوبی برای در بند ماندن آنهاست این بود كه دست به تركیب آنها نزد. 


* این اصطلاح قرآنی كه هزار و چهارصد سال پیش مطرح شده است تقریبا معادل اصطلاح از خود بیگانگی و بازگشت بخویش است كه درآثار هگل و ماركس و پیروان او ، بر روی آن تاكید بسیار شده است و روشنفكران ما متاسفانه بعوض اخذ آن از قرآن و درك معنای عمیق آن از این كتاب ، آنرا از غرب اخذ كرده اند.



طبقه بندی: ایده وحکمت،
[ پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 ] [ 03:32 ب.ظ ] [ حاج ابراهیم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

خلاف تفکر علمی جدید ، «آدم» خود مقصد و مقصود خلقت کائنات است و همه عالم اکبر عرصه ای است تا این کهکشان کعبه و این منظومه خورشیدی خلق شوند و این سیاره خاکی که نگین انگشتری عالم است و حجت اولین و آخرین خداوند را در خود می پرورد . یعنی همه عالم خلق شده است تا آدم خلق شود و اگر قدمای ما می گفتند که زمین مرکز عالم است ،این سخنی نیست که کوپرنیک و گالیله با یک تلسکوپ بتوانند آن را نفی کنند .
حقیقت آخرین چیزی است که بشر _ در مقام کلی خویش _ به آن خواهد رسید و بنابراین ، «حکومت حق» که بر مطلق عدل بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر «در انتظار موعود» صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند.
نویسندگان
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
IranSkin go Up

ایران رمان